دانشگاه آزاد اسلامی
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته هنر
عنوان :
دستیابی به تحلیل دریافت شهروندان قائمشهری از موسیقی محلی مازندران فصل اول
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
1-1 مقدمه
پیوند خوردن موسیقی با بسیاری از عرصه های اجتماعی و فردی زندگی روزمره انسان در هیچ دورهای به اندازه عصر حاضر نبوده است. امروزه حضور بیش از پیش موسیقی بعنوان ابزار یا کانال ارتباطی و یا نمادی برای برقراری ارتباط وخلق و دریافت معنا،واقعیتی انکار ناپذیر است .همچنین موج جدید رشد ابزار های تکنولوژیک بر مصرف موسیقی تاثیر شایان توجهی داشته است،به طوریکه «افراد قادرند موسیقی را از اینترنت،حامل های صوتی مختلف،ودرحجم های زیاد روی دستگاه های بسیار کوچکی که ساعات زیادی از الحان موسیقی را در خود جای میدهند،گوش کنند» (فاضلی،1385 :1) در اهمیت مصرف موسیقی آنتونی استور معتقد است که «حتی ممکن است شنوندگانی که قادر به خواندن نت موسیقی نیستند یا هیچ وقت برای یادگیری یک ساز نکوشیده اند،چنان عمیقا تحت نفوذ موسیقی باشند که برای آنان روزی که به هرشکل بدون درهم آمیختگی جدی با آن سپری گردد،روزی تلف شده محسوب میشود»(استور،5:1388).همزمان با قرن بیستم موسیقی با گستردگی هرچه بیشتر وارد زندگی روزمره مردم شده است.بطوریکه مصرف موسیقی در ساعات اولیه صبح از امواج رسانه های مختلف برای افراد، امری عادی و گاه پراهمیت به شمار میرود.همچنین پس از آن در فضاهای شهری،متروها،بازارهای محلی،مراکز خرید وغیره صدای موسیقی با اهداف و کاربرد های متفاوتی همچون اقناع مخاطب،فروش کالا،ایجاد همبستگی،تبلیغات،حفظ نظم،آرامش روانی،هویت بخشی و خاصیت ارتباطی و انتقالی پیام و …. مورد استفاده قرار میگیرد .درواقع موسیقی به افراد، توانمندی بیان عاطفه ،تلطیف احساسات زیباشناختی و کسب لذت و آرامش میبخشد،همچنین بوسیله موسیقی افراد همواره به جهان بیرون و درون خود در حال رفت و آمد هستند و با معنا بخشی به زندگی روزمره موسیقی را بعنوان پناهی برای فرار از واقعیات( بعضا تلخ)زندگیشان بر میگزینند.به عبارت دیگر با مصرف موسیقی واقعیت زندگی روزمرهشان را آنگونه که مناسب خود میدانند، معنا ورمزگشایی میکنند.بنابرین موسیقی میتواند در افراد روحیه مثبت ایجاد کند،خلاقیت را در آنان برانگیزاند،و با دورکردن اضطراب و تنش از افراد به آرامش روانی آنان کمک کند و نهایتا پتانسیل های شناختی را در افراد بهبود بخشد (فاضلی،1385) . درواقع«مطالعه موسیقی هم پدیدهای اجتماعی و هم پدیدهای تاریخی است که از زاویه تاریخ شناسانه میتواند شناخت ما را از بنیان های ملودی و معنوی گذشته اعتلا دهد.(حجاریان،161:1387) با این توضیح درمورد موسیقی ایرانی بالاخص موسیقی محلی باید گفت که این نوع موسیقی با گذر کردن از تاریخ اجتماعی و فرهنگی اقوام ایران به نوعی با شعر و ادبیات و رسوم وزبان ها و لهجه های ایرانی و جغرافیا و موقعیت فرهنگی این سرزمین پیوند خورده است . و در همه دوره های تاریخی نوع زندگی مردمان آن جامعه به نوعی در موسیقی و منظومه های محلی منعکس ومتبلور شده است . در این زمینه شومان معتقد است : «اگر به ترانه های ملی گذشته،گوش فرا دهید،نه تنها سرچشمهی زیباترین آهنگ های بشری را درمییابید،بلکه،صفات بارز و صفحات تاریخ درخشان ملل جهان را نیز مطالعه و درک خواهید کرد ». (انصاری ،1390: 70)بنابر این با توجه به اهمیت رابطه موسیقی و جامعه تحقیق حاضر تلاش میکند .با متمرکز شدن بر موسیقی محلی مازندران و انواع مخاطبانش دریابد که مصرف کنندگان این نوع از موسیقی اساسا چه درک و دریافتی از موسیقی محلی مازندران دارند و به عبارتی شهروندان (قائمشهری) چگونه به معنا سازی و رمزگشایی این نوع از موسیقی محلی میپردازند. روشی که در این تحقیق برای تحلیل دریافت مخاطبان از موسیقی محلی انجام شده است ،روش تحقیق کیفی است وبرای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه های پدیدارشناختی استفاده شده است.
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق
میتوان اینگونه بیان نمود که مصرف موسیقی امروزه بعنوان بخشی از مصرف فرهنگی افراد در جامعه ،جای خود را باز و تثبیت میکند . در این زمینه افراد به فراخور موسیقی مورد مصرف و اینکه از چه نوعی باشد(پاپ،راک،ملی ،محلی)ممکن است معنا های متفاوتی در مورد جهان درون و بیرون از خود دریافت کنند . در اهمیت و ضرورت این موضوع باید گفت که مصرف موسیقی امروزه به بخشی از زندگی روزمره درآمده است . «از آنجا که موسیقی عنصری اساسی از نظام فرهنگ به شمار میرود تا حد زیادی میتواند تعیین کننده برخی جهت گیری های کلی فرهنگ وتغییرات فرهنگی رخ داده باشد »(قاسمیو رضایی،1385). موسیقی جزء تنهاترین رسانهای است که خود نوعی زبان است و به نوعی پل میزند به همه فرهنگ ها و تاریخ ها . مثلا وقتی هنرمندی قطعهای محلی را در مایه های دشتی میخواند یک مخاطب ژاپنی هم میتواند با آن ارتباط برقرار کند و بفهمد که این ترانه حکایت از نوعی پیام سوز و گداز در خود و فرهنگ فولکلور آن منطقه دارد.همچنین در کنار کارکرد هایی از موسیقی که ذکرشان رفت موسیقی میتواند به نوعی دارای کارکرد انسجام بخشی اجتماعی باشد، در این زمینه« پروس ریچمن» در مقاله ریتم و ملودی مینویسد: یک قالب فرهنگی مقبول از ریتم و ملودی، مثلا یک ترانه که به اتفاق خوانده میشود، یک حالت احساسی مشترکی را بوجود میآورد که« وجود» آنها از لحاظ احساسی به شیوه های مشابه واکنش نشان میدهد(استور،1388،:18) در این باره موسیقی برای هر یک از رشته های علمی،جذابیت و موضوعیت خاصی داردکه موجد ضرورت بحث و بررسی است.به طوریکه «روانشناسان به نقش موسیقی در رشد احساسات،عواطف و روان شناختی افراد و همچنین ظرفیت های درمانی آن نظر دارند،متخصصان علوم تربیتی به ایجاد زمینه های بهتر برای آموزش ،مردم شناسان به نقش موسیقی در گسترش فرهنگ عامه و جامعه شناسان مطالعه کارکرد های موسیقی برای هویت بخشی و …در سیاست مقاومت در برابر قدرت و بازتولید جایگاه اجتماعی و غیره پرداخته اند»(فاضلی ،3:1385). کارکرد دیگر موسیقی که اهمیت تحقیق در باره آن را ضروری تر میسازد نقش هویت بخشی به مخاطبان است . در این زمینه به علت تعدد اقوام محلی در کشورمان ایران ، ابراز هویت ملی و قومیبوسیله موسیقی از مهمترین کارکرد های موسیقی به شمار میرود درواقع «توجه به موسیقی در کشور ایران از یکسو به گرایش ایرانیان به موسیقی باز میگردد(زونیس،1377)و از دیگر سو،به نقشی که موسیقی در هویت جوانان در جوامع معاصر دارد .این وضعیت با جریان جهانی شدن و گسترش موسیقی غربی در جهان ..،پیچیده تر هم میشود»(کوثری،133:1391).نکته دیگر که ضرورت و اهمیت تحقیق حاضر را پر رنگ تر میسازد.رابطه بین سرمایه فرهنگی افراد و مصرف موسیقی مخصوصا در جمعیت جوان کشور است. بطوریکه افراد با مصرف موسیقی تا حد زیادی به نوعی تمایز به زعم بوردیو در مصرف فرهنگی دست مییابند و این برای آن ها نوعی سرمایه فرهنگی محسوب میشود ( مخصوصا در مورد دختران). تلاش آنان برای گرد آوری صفحه های موسیقی،رفتن و تماشای کنسرت های موسیقی گروه های مورد علاقهشان با صدها وهزاران زن و دختر دیگر ، به آنان تجربه «قدرت حاصل از جمع بودن » میدهد به طوریکه این تجربه مخصوصا برای دختران مهمتر از خود موسیقی است و به آنها امکان با هم بودن و حس مشترک در سطح وسیع میبخشد که با تجربه زندگی روزمره و احساس بی قدرتیشان فاصله زیادی دارد .(کوثری ،1391)درواقع «موسیقی بعد از زبان مهم ترین پایه فرهنگی هر قوم و ملت است »(حجاریان،14:1386) ولی همین موسیقی با این قدمت تاریخی و فرهنگی و اجتماعی تنها زمانی که بوسیله مخاطبانش دریافت میشود دارای ارزش هنری و جامعه شناختی میشود؛ به طوریکه ویکتوریا الکساندر در این باره مینویسد « هنر هرگز قائم به ذات نیست،بلکه باید در ارتباط با کسانی فهم شود که آنرا مصرف میکنند. به خصوص ،معانیای که مردم از هنر میگیرند،و نوع هنری که برای مصرف انتخاب میکنند،بر زمینه های قبلی و شبکه های اجتماعی آن ها استوار است»(الکساندر،280:1390) افراد جامعه با مصرف فرآورده های هنری و نحوهی استفاده از آن در زندگی روزمرهشان معنا آفرینی میکنند . و درفراگردی دائم ،الگوی ثابتی از این معنا ها را در جهان اجتماعی بوجود خواهند آورد و این معانی به نوعی چارچوب های واقعیت های اجتماعی هنررا شکل خواهد داد. در این زمینه سوال اینست که افراد چه میزان مصرف موسیقی محلی دارند و به تناسب آن چه دریافت و درکی از این نوع موسیقی دارند و چه معنایی از درک این نوع موسیقی بر میسازند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید
لینک بالا اشتباه است
:: بازدید از این مطلب : 639
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0